تبليغاتX
یادداشت های روزانه من

یادداشت های روزانه من

بعضی وقتا که دیگه دلم میگیره از همه

بعضی وقتا که میخوام جدا بشم از همهمه

بعضی وقتا که میخوام رها شم از هر چی غمه

میرمو توو پارک کودک میشینم

تا بچه ها بازی کنن من ببینم

انقدر خوشم میاد از بازیای بچه ها

قایم باشک دزد و پلیس گرگم به هوا

بچه ها با بازیای پست ما کار ندارن

با جاده ی بن بست ما کار ندارن

بچه ها خوب میدونن که بنده و خدا کیه

محبت و وفا چیه

شیطون ناقلا کیه

خوب میدونن که دزد قصه ها کیه

بچه ها با عاشقی میگیرنو میدن نفس

عشقشون حقیقیه نه عشقای پر از هوس

کاشکی که بزرگترا از بچه ها یاد بگیرن

سرود اتل متل بجای فریاد بگیرن

بچه ها با بازیا حال میکنن

حال بهشتی میکنن

دو سه بار دعوا کنن هف هش بار آشتی میکنن

ولی من چی؟

دو ساله که با گلم حرف نزدم

خدا من رو بکشه که مثل حیوونا بدم

کاشکی که بچه بودم با قلب آماده میموندم

یا توو بچگی میمردم یا همش ساده میموندم

ولی بازم درا بازن بریمو توو پارک کودک بشینیم

راه و رسم زندگی رو توی بازیا ببینیم

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم دی 1389ساعت 10:6 توسط علی دل قوی| |

بزار عطرت وجودم رو بگیره

میخوام با تو سفیر آسمون شم

منو از من رها کن پر بگیرم

بزار هرچی که هستی عین اون شم...

بزار عطرت وجودم رو بگیره

میخوام با تو سفیر آسمون شم

منو از من رها کن پر بگیرم

بزار هرچی که هستی عین اون شم

بزار بشناسمت اونجور که میخوای

میخوام با عشق تو آروم بگیرم

بگیر من رو توو آغوشت نمیخوام

بدون تو توی غربت بمیرم

هوامو پر کن از رنگ وجودت

بزار احساسم از اول بجوشه

بزار جسمم دوباره جون بگیره

بزار روحم گل روتو بپوشه

بگیر دستامو توو دستای گرمت

بیا چشمامو از احساس تر کن

بزار رگهام پر از شور تو باشه

دل دیوونمو دیوونه تر کن

غروبم بی تو نزدیکه طلوع کن

بهارم شو نزار وصل خزون شم

تو امید دل تنگ منی و

میخوام با تو سفیر آسمون شم

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم دی 1389ساعت 10:5 توسط علی دل قوی| |

سلام شیره ی شعرم گلوله نمکم

هنوز بی تو خودم مثل بغض می ترکم

چه غنچه ها که به سودای بوسه پیش از تو

می آمدند ولی من نمی گزید ککم !!

ولی تو آمدی و شور تازه آوردی

که دلپذیر شود روزگار بی نمکم

کلک زدم که نیایی ولی ندانستم

که با نیامدنت کنده می شود کلکم

پری به پیله ام آوردی و من از آن روز

میان این همه گل با پر تو می پلکم

بدون شبهه خدا آفرید کوتاهت

که ختم قافیه باشی سلام دلبرکم!!

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم دی 1389ساعت 10:4 توسط علی دل قوی| |

باحرفهای ناگفته ام  

شعری نوشتم

که هیچ وقت برایت نمیخوانم

نوشته شده در یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 16:6 توسط علی دل قوی| |

آرام باش، توكل كن، تفكر كن، سپس آستين‌ها را بالا بزن، آنگاه دستان خدا را خواهي ديد كه زودتر دست به كار شده است.   

                                  امام علي عليه‌السلام

نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 8:24 توسط علی دل قوی| |

زیبایی شما کاملا به حالات فیزیکی و روحی شما بستگی دارد. اما نگذارید این موضوع بر شما غلبه کند. شاید تمایل داشته باشید که هر ماه یکی از این روش ها را بکار گیرید تا در طول سال زیبا به نظر برسید.

1- ورزش کنید : اگر درباره ارجحیت های زیبایی می اندیشید ، هیچ چیز به اندازه برنامه ورزشی منظم تاثیر مثبت ندارد. اگر شما از شنا، والیبال ، تنیس یا دوچرخه سواری لذت می برید، سعی کنید که آن نظم را در آن ورزش دنبال کنید . حتی 30 دقیقه پیاده روی در روز تاثیر شگرفی در بر دارد.
2- مدلتان را عوض کنید : با آرایشگرتان مشورت کنید که چه مدل موی دیگری به شما میاد. گاهی اوقات سالها کشیدن خط چشم به یک طریق یا استفاده از عطر یکسان باعث میشود خیلی سخت مدلهای جدید را بپذیرید .
3- کمدتان را مرتب کنید : در کمدتان را بازکنید و ببینید چه لباس هایی را در 2 سال گذشته نپوشیده اید. آنها را کنار بگذارید و در مورد کشوی میز آرایشتان نیز لوازمی که خیلی وقت است استفاده نمی کنید دور بریزید.
4- سری به دکترتان بزنید: دست کم سالی یکبار سری به پزشک و دندانپزشک خود بزنید. هیچ وقت نگذارید که بیش از 12 ماه از آخرین ویزیت شما با دندانپزشکتان بگذرد. دندان های سفید یکی از مهم ترین اصول زیبایی شماست.
5- همیشه یک وقت برای موهایتان داشته باشید : موهای شما یکی از اصلی ترین پایه های زیبایی شماست. در هر قرار آرایشگاه ، قرار بعدی را هماهنگ کنید تا مطمئن شوید که به موهایتان سروقت میرسید.
6- به باشگاه ورزشی بروید: تناسب اندام شما چقدر برایتان مهم است ؟ مطمئن باشید که همان قدر هم در انرژی جسمی و روحیه شما موثر است.
7- صحیح غذا بخورید : درباره رژیم غذایی تان تجدید نظر کنید تا میزان انرژی تان را به حداکثر برسانید. اینکار را با حذف غذاهای مشخصی شروع کنید تا زمانی که به یک فرمول غذایی مناسب برسید. مواد غذایی کم چرب و کم شکر مصرف کنید تا به یک تعادل برسید.
8- یک تغییر بزرگ داشته باشید : این تغییر حتی میتواند شامل بلوند کردن یا فر کردن موهایتان باشد.
9- مهربان باشید : یک کار خیرخواهانه انجام دهید بی آنکه انتظار تلافی داشته باشید . اینگونه کارها باعث تغییرات مثبت بزرگی در احساس شما میشوند. رفتار مودبانه همیشه منجر به زیبایی درونی و بیرونی میشوند.
10- آب بنوشید: مقدار زیادی آب بنوشید . نوشیدن مقدار زیاد آب در روز به لاغرهایی که میخواهند چاق شوند و چاق هایی که میخواهند لاغر شوند توصیه میشود. کارهای کوچک دیگری که باعث میشود رفتارتان بهتر شود را امتحان کنید. لبخند بزنید. به حرف دیگران گوش کنید، صاف بنشینید، در طول روز به بدنتان کش و قس دهید…
11- یک هدف در نظر بگیرید : هدفی را در نظر بگیرید که با سعی در رسیدن به آن از شر چند کیلو اضافه وزنتان خلاص شوید.
12- خوب بخوابید : به اندازه کافی بخوابید. موقع شب خواب خوبی داشته باشید تا صورتتان شفاف شود. نور اطاق هنگام خواب باید در کمترین حد ممکن باشد. شب زودهنگام بخوابید و سحر گاه از خواب برخیزید تا انرژی های کیهانی که در جهان در هنگام صبح پخش میشوند به بدنتان برسد. اینکار از لحاظ علمی ثابت شده است
.

نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 8:18 توسط علی دل قوی| |

آیا میدانید که میزان یادآوری مطالب در روشهای مختلف یادگیری به چه میزان است :

 

-         10درصد آنچه را که میخوانیم

-         20درصد آنچه را که میشنویم

-         30درصد آنچه را که می بینیم

-         50درصد آنچه را که می بینیم و می شنویم

-         70درصد آنچه را که در موردش با دیگران بحث و گفتگو می کنیم

-         80درصد آنچه را بصورت عملی انجام می دهیم

-         90درصد آنچه را که برای دیگران تشریح می کنیم

نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 8:10 توسط علی دل قوی| |

 

تحقيقات جديد نشان مي دهد نگراني ، اضطراب ياافسردگي ، منجر به نقص شناختي خفيف مي شود.بدين رو محققان توصيه مي كنند كساني كه مي خواهند ذهن سالمي داشته باشند ، از نگراني پرهيز كرده وشاد باشند. به گفته پژوهشگران ، نتايج اين تحقيقات نشان مي دهد احتمال ابتلاي افرادي كه مستعد نگراني ، اضطراب ، ياافسردگي هستند به نقص شناختي خفيف (MCI ) – حالتي كه غالبا" به عنوان زمينه بيماري آلزايمر در نظر گرفته مي شود – بيشتر است .البته 50 درصد افرادي كه نقص شناختي خفيف دارند ، به زوال ذهن دچار نمي شوند اما توصيه محققان اين است كه پرهيز از استرس واضطراب ، به ارتقاي سلامت وبه احتمال زياد بهبود حافظه كمك مي كند .

منبع : healthday

استادي در شروع كلاس درس ، ليواني پر از آب به دست گرفت .آن را بالا گرفت كه همه ببينند .بعد از شاگردان پرسيد : " به نظر شما وزن اين ليوان چه قدر است ؟"

شاگردان جواب دادند:" 50 گرم " ، " 100 گرم " ، " 150 گرم " .

استاد گفت :" من هم بدون وزن كردن ، نمي دانم دقيقا" وزنش چه قدر است. اما سوال من اين است : اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي خواهد افتاد؟ "

شاگردان گفتند :" هيچ اتفاقي نمي افتد " .

استاد پرسيد : " خوب اگر يك ساعت همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي مي افتد؟ "

يكي از شاگردان گفت :" دست تان كم كم درد مي گيرد ".

" حق باتوست .حالا اگر يك روز تمام آن را نگه دارم چه ؟ "

شاگرد ديگري جسارتا" گفت :" دست تان بي حس مي شود، عضلات تان به شدت تحت فشار قرار مي گيرند وفلج مي شوند .ومطمئنا" كارتان به بيمارستان خواهد كشيد ".

وهمه شاگردان خنديدند.

استاد گفت :" خيلي خوب است .ولي آيا دراين مدت وزن ليوان تغيير كرده است؟"

شاگردان جواب دادند :" نه ".

" پس چه چيز باعث درد وفشار روي عضلات مي شود ؟در عوض من چه بايد بكنم ؟"

شاگردان گيج شدند .يكي از آنها گفت :" ليوان را زمين بگذاريد ".

استاد گفت :" دقيقا" ! مشكلات زندگي هم مثل همين است .

اگر آنها را چند دقيقه در ذهن تان نگه داريد ، اشكالي ندارد .

اگر مدت طولاني تري به آنها فكر كنيد ، به درد خواهند آمد .

اگر بيشتر از آن نگه شان داريد ، فلج تان مي كنند وديگر قادر به انجام كاري نخواهيد بود."

فكر كردن به مشكلات زندگي مهم است ،

 اما مهم تر آن است كه در پايان هرروز وپيش از خواب ، آنها را زمين بگذاريد .

به اين ترتيب تحت فشار قرار نمي گيريد ، هرروز صبح سرحال وقوي بيدار مي شويد وقادر خواهيد بود از عهده هر مسئله وچالشي كه براي تان پيش آيد ، برآييد !

دوست من ، يادت باشد كه

ليوان آب را همين امروز زمين بگذاري .

زندگي همين است .

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 9:54 توسط علی دل قوی| |

 

در انتهای حیات ما بدین سنجیده نخواهیم شد که:

چند مدرک دانشگاهی دریافت کرده ایم

چه مقدار از مادیات دنیا برای خود اندوخته ایم

چه کارهای بزرگی انجام داده ایم

سنجش ما بر این اساس خواهد بود که:

من تشنه بودم و تو مرا سیراب کردی

من عریان بودم و تو مرا پوشاندی

من بی خانمان بودم و تو مرا اسکان دادی

تشنه، ولی نه فقط تشنه آب بلکه تشنه محبت

عریان، نه فقط از برای لباس بلکه عریان از عزت و احترام

بی خانمان ولی نه تنها در طلب خانه ای از خشت بلکه به

سبب خروج از عوالم انسانی

بنابراین،

جسورانه عشق بورز،

احترام کن

و

 بپذیر

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 9:53 توسط علی دل قوی| |

 

شاید دیگر مرا نشناسی، شاید مرا به یاد نیاوری. اما من تو را خوب می شناسم . ما همسایه شما بودیم و شما همسایه ما و همه مان همسایه ی خدا.

یادم می آید گاهی وقت ها می رفتی و زیر بال فرشته ها قایم می شدی . و من همه آسمان را دنبالت می گشتم ؛ تو می خندیدی و من پشت خنده هایت پیدایت می کردم.

خوب یادم هست که آن روزها عاشق آفتاب بودی . توی دستت همیشه قاچی از خورشید بود . نور از لای انگشتهای نازکت می چکید. راه که می رفتی ردی از روشنی روی کهکشان می ماند.

یادت می آید؟ گاهی شیطنت می کردیم و می رفتیم سراغ شیطان . تو گلی بهشتی به سمتش پرت می کردی  و او کفرش در می آمد. اما زورش به ما نمی رسید. فقط می گفت : همین که پایتان به زمین برسد، می دانم چطور از راه به درتان کنم.

تو ، شلوغ بودی ، آرام و قرار نداشتی . آسمان را روی سرت می گذاشتی و شب تا صبح از این ستاره به آن ستاره می پریدی و صبح که می شد در آغوش نور به خواب می رفتی.

اما همیشه خواب زمین را می دیدی . آرزویی رویاهای تور را قلقلک می داد. دلت می خواست به دنیا بیایی . و همیشه این را به خدا می گفتی. و آن قدر گفتی و گفتی تا خدا به دنیایت آورد . من هم همین کار را کردم ، بچه های دیگر هم ؛ ما به دنیا آمدیم و همه چیز تمام شد.

تو اسم مرا از یاد بردی و من اسم تو را ، ما دیگر نه همسایه هم بودیم و نه همسایه خدا . ما گم شدیم و خدا را گم کردیم .....

دوست من ، همبازی بهشتی ام ! نمی دانی چقدر دلم برایت تنگ شده . هنوز آخرین جمله خدا توی گوشم زنگ می زتند : از قلب کوچک تو تا من یک راه مستقیم است ، اگر گم شدی از این راه بیا.

بلند شو . از دلت شروع کن.

شاید دوباره همدیگر را پیدا کردیم.

 نویسنده: عرفان نظرآهاری

منبع: در سینه ات نهنگی می تپد
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 9:52 توسط علی دل قوی| |

Design By : Night Melody